از نهنگ عنبر تا ابتذالی به نام آنتیک
بزرگترین مشکل «آنتیک»، هدر دادن پتانسیل بازیگرانی است که پیش از این توانایی خود را اثبات کردهاند.
فرزانه متین : نباید فراموش کرد که سینما با واقعیت فرق دارد، سینما تصویر متحرک است، در آن داستانی وجود دارد که باید درست تعریف شود در غیر اینصورت آنچه که سینما به تصویر میکشد، پوچ است و متاسفانه سینمای کمدی ایران در سالهای اخیر به الگویی ثابت و تضمینشده برای فروش از این الگو استفاده میکند تصاویر متحرک اما فاقد قصه.
سامان مقدم در سال ۱۳۹۳ با استفاده از نوستالژی دهه ۵۰ و ۶۰ دست به تعریف جدیدی از سینمای کمدی زد و موفق هم شد در واقع پس از فیلم نهنگ عنبر۱و ۲ ، کارگردانان به تدریج از فرمول زوجهای کمدی مشهور و بستر تاریخی به اضافه شوخیهای جنسی و سیاسی سطحی وکلیشهای استفاده کردند تا جایی که که سینمای ایران را فتح کردند. در این دهه اکثر آثار سینمایی، کمدیهای مبتذلی است که میتوان با یک بلیط، همه را درسینما تماشا کرد. فیلم «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی، جدیدترین خروجی این کارخانه کمدیسازی است که متأسفانه تقاصِ اصرار بر این فرمولِ تاریخمصرفگذشته را با سقوط آزادِ کیفی پرداخت کرده است. از آنجا که فیلمنامهی اکثر آثار کمدی، شلخته و درهم برهم است باید گفت طرح اولیه فیلم(تقابل دلالان عتیقه با باورهای مذهبی روستا) در سطح یک ایده لنگ میزند. روایت فیلم دوپاره است؛ نیمه اول که به تعقیب و گریزهای جادهای اختصاص دارد و به شدت کشدار و فاقد منطق روایی است. در نیمه دوم نیز که داستان به روستا منتقل میشود، فیلم به جای نقد هوشمندانه خرافات، به دام شوخیهای کلامی سخیف میافتد که بیشتر برای فضای مجازی مناسب است تا پرده نقرهای سینما. لحن فیلم یکدست نیست نه کمدی اسلپ استیک است نه کمدی موقعیت در عین حال سعی میکند قواعد هر دو نوع کمدی را رعایت کند از این رو مخاطب را سردرگم میکند.
بزرگترین مشکل «آنتیک»، هدر دادن پتانسیل بازیگرانی است که پیش از این توانایی خود را اثبات کردهاند. پژمان جمشیدی در این فیلم، چیزی فراتر از «فریبرز » در سریال زیرخاکی ارائه نمیدهد. همان دستپاچگیها، همان میمیکهای صورت و همان لحن بیان که حالا دیگر به شدت تکراری و ملالآور شده است. بیژن بنفشهخواه نیز در نقش مکمل، تنها به جیغودادهای عصبی و حرکات بدنی اغراقآمیز بسنده کرده که بیشتر یادآور کمدیهای آیتمی دهه ۸۰ است تا فیلمی که قرار است در تراز سینمای اکنون باشد.
پایان فیلم، تیر خلاصی بر پیکره نحیف داستان است. به نظر میرسد سازندگان برای عبور از سد دشوار سانسور یا به دلیل اتمام بودجه، فیلم را به شکلی کاملاً مصنوعی و «هپیاند» (پایان خوش) جمعبندی کردهاند که با منطق حاکم بر شخصیتهای دغلباز ابتدای فیلم، به هیچ وجه سازگار نیست.
«آنتیک» مثالی عینی از سینمای موسوم به «فست فودی» در ابعادی بزرگتر است. فیلمی که تنها با هدف سوءاستفاده از محبوبیت بازیگرانش ساخته شده و هیچ احترامی برای هوش و سلیقه مخاطب قائل نیست. تماشای این فیلم برای کسانی که به دنبال کمدیهای استخواندار و قصهگو هستند، تجربهای ناامیدکننده خواهد بود. «آنتیک» مانند بقیه فیلمهای کمدی دههی اخیر نه در ذهن میماند و نه حرف جدیدی برای گفتن دارد.


