a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
امیرحسین قیاسی ، مهران مدیری

نگار قاسمی‌منش :

«پامپ» از نردبان مهمانان خود بالا می‌رود!

می‌توان گفت شاید نیمی از مخاطبان برنامه را نه به‌خاطر اجرای قیاسی، که به‌خاطر مهمان مورد علاقه خود نگاه می‌کردند. کماکان که پس از انتشار آخرین قسمت از این برنامه، فضای مجازی سرشار از تمجید یا ابراز تنفر نسبت به مهران مدیری شد؛ و نه قیاسی. چون مهران مدیری مرکز توجه بود، نه قیاسی!

 پیش از هر نقد و انتقادی باید در نظر داشت امیرحسین قیاسی از تنها فرصت خود که حضور در خندوانه بود به نحو احسن استفاده کرد؛ شاید اگر هرکس دیگر بود در این مسیر نمی‌ماند و یا به مسیر بی‌راهه‌ای می‌رفت که طنز خود را شمشیری مقابل ادبیات ایران کند. قیاسی بدون هیچ پیش و پس زمینه و دورهٔ آموزشی‌ای به چهره محبوب تبدیل شد که در نوع خود جای تشویق دارد.

اما گذشته از این‌‌ها «پامپ» از آن دست تاک‌شوهایی بود که به واسطه میهمانانی که داشت دیده شد؛ واگرنه همزمان با «پامپ» هزار و یک برنامه آنلاین دیگر پخش می‌شدند که با وجود اجرای خوب اما به اندازه «پامپ» امیرحسین قیاسی مخاطب جذب نکردند. از جمله آن‌ها «فان 360» بود که اتفاقا با اجرای ابوطالب حسینی منتشر شد، کسی که پابه‌پای قیاسی از برنامه استعدادیابی رشد و پیشرفت کرد. اصلا چرا مسیر دور برویم؟! «اکنون» که هم میزبان مهمانان بود و هم به دست یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌ها اجرا می‌شد چرا به اندازه «پامپ» مخاطب نداشت؟! جواب ساده‌ست: چون «اکنون» با اجرای سروش صحت همواره در صدد جلب مخاطب خاص یا هدفمند خود بود؛ از زاویه دیگر به یقین می‌توان گفت که «پامپ» برنامه‌ای عامه‌پسند بود. اما آیا عامه‌پسند بودن به معنای بد بودن است؟!

عامه‌پسند بودن «پامپ» و یا هر اثر دیگری به معنای بد بودن نیست؛ کماکان که رمان‌های میم.مودب پور اگرچه عامه‌پسند بود اما یک نسل را کتابخوان کرد. رمان جاودان بربادرفته و حتی بامداد خمار نیز جزو آثار عامه‌پسند در ادبیات ایران و جهان هستند که تاثیر عمیق و بسزایی در فرهنگ کتابخوانی ایفا کردند. «پامپ» نیز عامه‌پسند توام با صداقت و صمیمیتی بود که شیوه جدیدی از اجرا را وارد فرهنگ تاک‌شوهای ایرانی کرد.

  1. عامه‌پسند بودن «پامپ» نیز دقیقا از همین نقطه شروع می‌شود که مخاطب با بی‌ادعایی، صداقت و سوتی‌ها و لودگی‌های سرشار قیاسی برای سرگرم شدن هم‌ذات پنداری می‌کند. مخاطب، قیاسی را در برخورد با یک هنرپیشه مثل یک دوست در جمع‌های رفاقتی تصور می‌کند؛ و نه میزگرد تخصصی‌ای که آدم معذب می‌شود!
  2. نکته حائز اهمیت این است که مخاطب‌های روزافزون این برنامه لزوما مهر تاییدی بر خوب بودن آن نمی‌زنند؛ چرا که چنین برنامه‌هایی تنها در دفعات اول، طنز و جالب هستند و بعد زیر خشونت روزمرگی دفن خواهند شد. این اتفاقی بود که سوژه اصلی رمان‌های اینترنتی دهه 80 را هم درگیر کرد. پس از مدتی عشق میان دختر لجباز و پسر مغرور، لوس شد! به عبارت دیگر این سرنوشت، گریبان ایده‌هایی را می‌گیرد که نو نیستند، نقشه راه ندارند و پیچیدگی در روند ساخت یا اجرای آن دیده نمی‌شود. همچنان که انسان از خودش هم خسته می‌شود؛ از این برنامه‌ها که انعکاسی از خودش هستند نیز خسته می‌شود.
  3. حال آن که همین الان نیز بسیاری از مخاطبان تنها به هدف فرار از روزمرگی به تماشای این تاک‌شو می‌نشینند؛ در حالی که باید دانست بسیاری از برنامه‌ها هستند که مخاطب وقت معینی برای دیدن آن تعیین می‌کند، مثلا زمانی که تمرکز کافی دارد … این سومین علتی است که «پامپ» را در زمره برنامه‌های عامه‌پسند قرار می‌دهد.

به‌هرجهت نقدهای منفی نه به ساختار و ایده اصلی «پامپ» بلکه به هسته پیش‌بَرنده برنامه وارد است؛ البته هوشمندی قیاسی در دعوت کردن مهمان مثال‌زدنی است. «قیاسی» یا سراغ جواد خیابانی رفت که به منطق شهرت دارد، یا سراغ نرگس محمدی رفت که با خنده‌هایش شناخته می‌شود و یا دست بر قله طنز، مهران مدیری گذاشت. به زبان عامیانه، قیاسی از نردبان افراد مشهور برای دیده شدن بالا رفت و این یعنی هر مهمان قیاسی با یک ویژگی منحصربه‌فرد شناخته می‌شد که از قبل جا افتاده بود. از همین رو می‌توان گفت شاید نیمی از مخاطبان برنامه را نه به‌خاطر اجرای قیاسی، که به‌خاطر مهمان مورد علاقه خود نگاه می‌کردند. کماکان که پس از انتشار آخرین قسمت از این برنامه، فضای مجازی سرشار از تمجید یا ابراز تنفر نسبت به مهران مدیری شد؛ و نه قیاسی. چون مهران مدیری مرکز توجه بود، نه قیاسی!

دلیل این پدیده می‌تواند نوپایی قیاسی در اجرا باشد؛ شاید هم ربطی به تجربه نداشته باشد و صرفا این لَختی، سبک او باشد. در اجرای قیاسی نوعی بی‌برنامگی و شلختگی دیده می‌شود که دیر یا زود او را با شکست مواجه می‌کند؛ اگر هم این اتفاق نیفتد بعید است موفقیتی بلند مدت در کارنامه خود به ثبت برساند.

بی‌برنامگی قیاسی از جایی دیده می‌شود که مهران مدیری را دعوت می‌کند و عملا با پرسیدن «چه خبر؟!…» اجرای برنامه را به او می‌سپارد. این در حالی‌ست که ساده‌ترین و اصلی‌ترین وظیفه میزبان، دیدن تدارک برای میهمان است. تعارف که نداریم. آیا می‌شود مهمان دعوت کرد و ندانست که با مهمان چه‌کار دارد؟! فاجعه است که دکوری به زیبایی «پامپ» آماده باشد اما گفت‌وگوی گیرایی با مهمان شکل نگیرد. تا جایی که مهمان آشکار یا در خفاء با خود بیندیشد کاش سوالات عمیق‌تری از من پرسیده می‌شد!

 شلختگی بعدی قیاسی جایی در ذوق بیننده می‌زند که همواره در صدد نزدیک شدن به مدیری تلاش می‌کند و از فضای چالشی برنامه فاصله می‌گیرد. غافل از این که بعضی شوخی ها به یقین فاصله بیشتری میان هر مهمان و میزبانی ایجاد می‌کند و از همین رو ممکن است مهمان به میزبان به چشم یک کودک نگاه کند.

میزبان باید آگاهی داشته باشد که در محضر بلندمرتبه‌ترین مهمان هم آبروی محفل خود را حفظ کند؛ چنان‌چه شایسته حضور مهمان بوده است. این موضوع وقتی که دوربین‌ها در حال ضبط و ثبت هستند ضرورت بیشتری پیدا می‌کند …

بسیاری از مخاطبان درباره قسمت پایانی «پامپ» نوشتند که «مشخص است قیاسی، سلبریتی مورد علاقه خود را دیده»؛ این جمله بارها تکرار شده بود چون مجری در قامت جوانی ظاهر شد که گویی برای نخستین بار به مصاحبه کاری رفته، همانقدر شیطان، خام و بی‌تجربه که کارفرما از خود می‌پرسد آیا می‌تواند روی این نوجوان پرشور حساب باز کند؟! و این یعنی اگرچه بانمک است، اما حرفه‌ای نیست …

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۰/۰۱ ۱۰:۰۰
شماره خبر : 103791
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=103791
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.