جهان مبهم هاتف؛ جهان روشن فیلمساز
با اثری شسته و رفته روبرو هستیم که مشخص است فیلمساز در پیش روی خود مسیری روشن داشته و آن را طی کرده و تکلیفش از ابتدا با خیلی از چیزها روشن بودهاست.
محبوبه جان نثاری- فیلم جهان مبهم هاتف، به کارگردانی مجید رستگار و تهیهکنندگی امیر مهریزدان، محصول سازمان سینمایی سوره، در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر است؛ تا عنوان سوره را میبینیم، میفهمیم که شاید باید انتظارمان را از اثر پایین بیاوریم؛ اما با آغاز فیلم و شروع قصه، این اثر بسیار بالاتر از انتظارمان ظاهر میشود.
برخلاف واژه مبهم که در ترکیببندی نام این فیلم وجود دارد و برخلاف نبودن چهرهای معروف و شناختهشده در میان بازیگران اصلی اثر، با اثری شسته و رفته روبرو هستیم که مشخص است فیلمساز در پیش روی خود مسیری روشن داشته و آن را طی کرده و تکلیفش از ابتدا با خیلی از چیزها روشن بودهاست.
فیلمنامه فراز و فرودهای خوبی دارد و ما را با چند دانشجوی پرتلاش و زحمتکش مشهدی که در رشتههای مهندسی کامپیوتر و برق، تحصیل میکنند، همراه میکند. اجرا و کارگردانی خوب است و مهمتر از همه لحن صمیمی و زیرمتن گاه طنزگونهی فیلم که در مراوده شخصیتها و بازی روان آنها بهخوبی درهمتنیده شده، به خوبی در اثر نشسته است.
آرمین رحیمیان که پیشتر او را در نقش عبدالمالک ریگی، در فیلم شبی که ماه کامل شد شناختهایم، به خوبی از عهده نقش هاتف برآمده است. همینطور سایر شخصیتها بازی رفت و برگشتی خوبی با یکدیگر دارند. شاید این قصهی روشن، ناشی از این است که فیلم براساس یک قصهی واقعی و در بستر بیوگرافی ساخته شده است: تلاش چند دانشجوی مشهدی برای بازسازی قطعات کهنه نیروگاههای برق و خودکفایی از این بابت به جای واردات؛ اما هر چه که هست، با اثری سرپا و سرزنده و حس برانگیز روبرو هستیم تا زحمت و پشتکار ببینیم و شکست پشت شکست! تا بدانیم این شکستهای از بی عملی و دست روی دست گذاشتن بهتر و بالاتر است.
اما سوال اینجاست که از میان این همه جوان موفق و با اراده ایرانی، چرا باید روایت این دو جوان مشهدی به عنوان فیلم به تصویر کشیده شود؟ و چرا آنها باید برای ساخت قصه کاری و زندگیشان انتخاب شوند؟ این سوالی است که شاید به همان تولید کننده ارگانی داشتن اثر برگردد.


