«اسکورت»؛ میان وجدان و قانون، گرفتار روایت ساده
مشکل اصلی فیلم دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ جایی که روایت، پس از طرح چالش، دیگر گسترش پیدا نمیکند.
«اسکورت» تازهترین ساختهی یوسف حاتمیکیاست؛ فیلمی که میکوشد بر مرز باریک میان قانون، وجدان و بقا حرکت کند و داستانش را از دل جادههایی بیرون بکشد که در سینمای ایران همواره محل تنش، انتخابهای سخت و تقابل فرد با ساختار رسمی بودهاند. با این حال، این موقعیت بالقوه ملتهب، در اجرا به روایتی نسبتاً ساده و کمریسک ختم میشود. همیشه جای خالی فیلم در زمینه ژانر جادهای بدین شکل محسوس میشد.
یوسف حاتمیکیا این بار سعی کرده هویت مستقل خود را جدا از سایهی سنگین سینمای پدرش شکل دهد، در «اسکورت» بار دیگر سراغ دغدغههای اخلاقی و اجتماعی میرود؛ اما اینبار در قالب یک فیلم جادهای اکشن. انتخاب سوژهی «شوتیها» و پیوند آن با یک مأمور پلیس، نشان از علاقهی فیلمساز به ثبت موقعیتهای خاکستری و تصمیمهای اخلاقی دشوار دارد. داستان دربارهی سرباز پلیسی است که برای تأمین داروی سرطان دوستش، ناچار میشود اسکورت یک زن شوتی را بپذیرد و محمولهای قاچاق را به مقصد برساند. این تصمیم اولیه، موتور محرک درام است و قرار است تماشاگر را درگیر کشمکشی میان وظیفهی قانونی و وجدان انسانی کند. اما مشکل اصلی فیلم دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ جایی که روایت، پس از طرح چالش، دیگر گسترش پیدا نمیکند.
«اسکورت» با وجود ریتم مناسب و اجرای بیادعا، در دام روایت خطی و قابل پیشبینی میافتد. قصه بدون پیچش دراماتیک، بدون غافلگیری و بدون تعمیق موقعیتها پیش میرود. شخصیتها بیشتر حامل موقعیتاند تا واجد تحول؛ درگیریهای درونی گفته میشوند، اما بهندرت به اوج میرسند. فیلم بیشتر ثبتکنندهی یک مأموریت جادهای است تا کاوشگر لایههای عمیق اخلاقی آن.
رگهی عاشقانهی میان سرباز و زن شوتی، هرچند انسانی و قابل لمس، بسیار کمجان و گذراست و فرصت تبدیل شدن به یک پیشران احساسی جدی را پیدا نمیند چرا که ناگهان ما با چرخش احساسی اصلان در یک روز که اسکورت حامد با بازی هدی زین العابدین است،روبه رو میشویم . این ضعف باعث میشود فیلم، علیرغم سوژهی بکر و نگاه نسبتاً بیقضاوتش، در سطح باقی بماند.
در مجموع، «اسکورت» فیلمی صادق و خوشساخت است که میان وجدان و قانون حرکت میکند، اما به دلیل محافظهکاری در روایت و فقدان پیچیدگی درام، به اثری معمولی از دل یک موقعیت خاص تبدیل میشود. تدوین فیلم نیز قابل اعتناست، در مورد بازیها باید گفت ضعیف ترین بازی از آنِ هدی زین العابدین است و نتواسته یک شوتی دغدغه مندِروستایی را به نمایش بگذارد، بازی امیر جدیدی چندان با سایر بازیهایش در فیلم های دیگر تفاوتی ندارد اما رضاکیانیان در نقش سرهنگ بومی بازی درخور اهمیتی را ارائه داده است.


