رسانه سینما و هنرهای تصویریپرتال هنرمندان
در جست‌وجوی یک داستان

در دنیای سینما جست‌وجو کنید

سینمای جهانCINEMA OFFICE / STORY

سه نقش‌آفرینی که جولیا رابرتز را جاودانه کرد

جولیا رابرتز

فریبا جمور- در تاریخ سینمای مدرن هالیوود، کمتر بازیگری توانسته است مرز میان «ستاره‌ی گیشه» و «بازیگر مؤلف و توانمند» را با چنین ظرافت و قدرتی درنوردد. جولیا رابرتز در دهه‌ی نود میلادی با آن لبخند معروف، موهای فر و چشم‌های درخشانش به نماد مطلق جذابیت در سینمای عامه‌پسند تبدیل شد؛ اما آنچه او را از یک ستاره‌ی معمولی سینما متمایز کرد، امتناعش از ماندن در حصار نقش‌های کلیشه‌ای و تکراری بود. رابرتز به مرور زمان ثابت کرد که در پشت آن چهره‌ی مسحورکننده، بازیگری قرار دارد که می‌تواند رنج، سرکشی، شکنندگی و پیچیدگی‌های روانی انسان مدرن را با مهارت تمام روی پرده ببرد. مروری بر سه اثر برجسته‌ی کارنامه‌ی او، گواهی است بر تکامل بازیگری که معنای ستاره بودن در سینما را از نو تعریف کرد.

۱. زن زیبا (Pretty Woman / ۱۹۹۰)؛ تولد یک آیکون و واژگونی رویای آمریکایی

فیلمی که جولیا رابرتز را یک‌شبه به ستاره‌ای بی‌بدیل در سطح جهان تبدیل کرد، در ظاهر یک افسانه‌ی پریان مدرن و رمانتیک بود؛ اما زیر لایه‌ی پرزرق‌وبرق این کمدی-درام، نقد تند و تیزی به روابط طبقاتی در دل سرمایه‌داری آمریکا جریان داشت. رابرتز در نقش ویویان وارد، دختر تن‌فروشی که به‌طور اتفاقی وارد زندگی یک تاجر ثروتمند و سرد (با بازی ریچارد گییر) می‌شود، اجرایی ارائه داد که سراسر از شور، صداقت و خودآگاهی سرشار بود.

ارزش کار رابرتز در این فیلم، امتناع او از تبدیل کردن ویویان به یک کاراکتر قربانی، ضعیف یا حق‌به‌جانب است.

او با انرژی سرشار، خنده‌های بلند و نگاه‌های بی‌پروا، شخصیت زنی را خلق کرد که اگرچه در حاشیه‌ی تاریک شهر زیسته، اما از کرامت انسانی و استقلالی درونی برخوردار است که مرد ثروتمند داستان را به زانو درمی‌آورد. رابرتز در این اثر، کلیشه‌ی کهنه‌ی «زن نجات‌یافته توسط مرد ناجی» را شکست و نشان داد چگونه می‌توان با تکیه بر اصالت فردی، در برابر ساختارهای متمول و متفرعن جامعه ایستاد و قواعد بازی را تغییر داد.

۲. ارین براکویچ (Erin Brockovich / ۲۰۰۰)؛ طغیان خشم و وجدان بیدار زنانه

اگر زن زیبا اوج جلوه‌گری استعاره‌ی جذابیت جوانی بود، ارین براکویچنقطه‌ی عطف کارنامه‌ی رابرتز در اثبات قدرت بازیگری و تعهد عمیق او به نقش‌های انسانی و رنج‌دیده بود. فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است؛ روایت مادری تنها، بدهکار و فاقد تحصیلات دانشگاهی آکادمیک که به عنوان منشی در یک دفتر حقوقی کوچک مشغول به کار می‌شود و ناگهان متوجه فاجعه‌ی بزرگ زیست‌محیطی و مسمومیت آب یک شهر کوچک توسط یک شرکت بزرگ صنعتی می‌شود.

رابرتز با بازی در این نقش، برنده‌ی جایزه‌ی اسکار شد و دلیل آن کاملاً روشن است: او ارین براکویچ را با تمام زخم‌ها، تندی‌ها، لباس‌های بی‌پرده و خشم فروخورده‌اش، به انسانی‌ترین و ملموس‌ترین شکل ممکن زنده کرد. ارینِ رابرتز یک فرشته‌ی نجات اتوکشیده نیست؛ زنی است که جامعه او را پس زده، اما او با اراده‌ی پولادین، زبون‌ناپذیری و هوش غریزی‌اش، به تنهایی به جنگ سیستمی فاسد و غول‌پیکر می‌رود. رابرتز در این فیلم، خشم طبقات فرودست و مظلوم را در برابر بی‌عدالتی مدرن به تماشاگر منتقل می‌کند و به یکی از ماندگارترین الگوهای قهرمان زن در سینمای جهان بدل می‌شود.

۳. نزدیک‌تر (Closer / ۲۰۰۴)؛ کالبدشکافی سرد روابط و فرسایندگی عشق

بازی در فیلم نزدیک‌تر به کارگردانی مایک نیکولز، دور شدن کامل جولیا رابرتز از نقش‌های عاطفی و صمیمانه‌ی همیشگی‌اش بود. این فیلم یکی از تلخ‌ترین، واقع‌گرایانه‌ترین و روان‌شناسانه‌ترین آثار درباره‌ی خیانت، عدم صداقت، خودخواهی و فروپاشی روابط عاطفی در انسان معاصر است. رابرتز در نقش آنا، عکاسی که میان چند رابطه و تله‌های درونی‌اش گرفتار شده، اجرایی کنترل‌شده، خاموش و سرشار از تنش ارائه می‌دهد.

برخلاف نقش‌آفرینی‌های پرانرژی پیشین، رابرتز در این فیلم با نگاه‌ها، سکوت‌ها و فاصله‌گذاری‌های سردش، عمق ملال و گمگشتگی انسان مدرن را به تصویر می‌کشد. آنا نه یک قربانی معصوم است و نه یک شخص خبیث؛ او زنی است ناتوان در برابر وسوسه‌ی حقیقت و در عین حال هراسان از پیامدهای آن. رابرتز با این نقش اثبات کرد که چقدر در نمایش پیچیدگی‌های تاریک روان انسان تبحر دارد؛ جایی که لبخند معروفش جای خود را به لبخندهای تلخ و تردیدهای فلج‌کننده می‌دهد تا اثبات کند او فراتر از یک ستاره‌ی گیشه، بازیگری مسلط به لایه‌های پنهان درام است.

میراث ستاره‌ای که قاب‌ها را فتح کرد

جولیا رابرتز به ما یاد داد که ستاره بودن در سینما منافاتی با عمیق شدن در ابعاد آسیب‌پذیر انسان ندارد. او از قالب یک ستاره‌ی جذاب در دهه‌ی نود عبور کرد تا به بازیگری بدل شود که می‌تواند آینه‌ی تمام‌نمای رویاها، خشم‌ها، شکست‌ها و سرگشتگی‌های انسان مدرن باشد.

حضور او بر پرده‌ی سینما، یادآور این حقیقت است که هنر بازیگری نه در تقلید الگوهای بیرونی، بلکه در بخشیدن جان، رنج و نفس به کاراکترهایی است که تا ابد در حافظه‌ی جمعی ما ماندگار می‌مانند.

انتهای پیام/.

دیدگاه شما

به گفت‌وگو بپیوندید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.

از کدام قاب بخوانیم؟

سرویس‌های دفتر سینمایی