a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید

نگاهی به فیلم پل؛

پلی از پاره‌های تن تا جزیره مجنون

تدوین خوب و خلق برش‌های کوتاه از لحظات انفجار و اضطراب، از ویژگی‌های دیگر این فیلم است.

بهنام حبیبی– چالش‌های پی در پی یک جوان که برای جست وجوی برادر خود در میان رزمندگان مستقر در منطقه عملیاتی مجنون، راهی این منطقه شده است؛ روایت فیلمی است با نام پل.

فیلمنامه از تعدد پیرنگی زیادی برخوردار است. روایت فیلم در آغاز، موضوع یافتن برادر را محور خود قرار می‌دهد، ولی در ادامه، کودک رها شده در نیزار را در ارجحیت پیرنگی قرار می‌دهد. این پیرنگ تا میانه خوب پیش می‌رود ولی در ادامه، موضوع عشق پسر به دختر روستایی، و بازنگشتن برادر دختر نیز، به پیرنگ‌های حل نشده روایت افزوده می‌شوند. این تعدد موضوعی، محورهای پیشین و آغازین داستان فیلم را کمرنگ می‌کند و برتری را به موضوعات و پیرنگ‌های جدید می‌دهند. شاید بهتر می‌شد که روایت فیلم همچنان و تا پایان، کودک را موضوع و پیرنگ اصلی خود نگه می‌داشت، و او را بعنوان امانتی برای آینده ایران، همچون مرواریدی در صدف فداکاری‌های افراد پیرامونی‌اش ارج می‌نهاد.
محسن، شخصیت اصلی داستان فیلم، پیوسته در جایگاه انتخاب قرار می‌گیرد. از آغاز داستان، با پذیرش آمدن به منطقه عملیاتی و یافتن برادر، انتخاب اول را تجربه می‌کند، و با یافتن کودک رهاشده، در دوراهی انتخاب بین رفتن، و بازگشتن می‌ایستد. اما انتخاب دیگری که شاید مهمترین انتخاب اوست همچنان در انتظار است. گرایش عاشقانه محسن به دختر روستایی، سومین و تواناترین انگیزه برای آن است که محسن را در سه راهی انتخاب بین رفتن، ماندن، یا بازگشتن قرار دهد. او با پذیرش این همه رویداد و چالش در مسیر خود، این پیام را برای مخاطب دارد که رزمنده‌ای که در میان این همه آتش، همچنان به راه خود می‌رود و پای بر ادامه راه بسته است، اسطوره نیست، اَبرانسان نیست، که از غرش بمب و راکت تا مغز استخوانش نلرزد، و از ادامه راه پشیمان نشود. او از جنس ماورایی نیست که با دیدن نگاه یک دختر، عاشق نشود، و ماندن در کنار دختر را به یافتن برادرش ترجیح ندهد.

جلوه های ویژه فیلم در قالب افکت‌های دیداری و شنیداری، هر لحظه و بهنگام، با حضورشان، علاوه بر نقش تصویرسازی‌شان، حساسیت و اضطراب این انتخاب را برای محسن صد چندان می‌کنند و تدوین خوب و خلق برش‌های کوتاه از لحظات انفجار و اضطراب، از ویژگی‌های دیگر این فیلم است.

محسن، بازیگری در چند نقش را همزمان دنبال می‌کند. او توانایی ابراز عشق در قالب ها و حس های گوناگون، اثبات می‌کند. بازیگردانی شخصیت اصلی این فیلم، امتیازی بزرگ برای موفقیت فیلم است.

پل عاشقانه است. از عشق مادر به فرزندش، زن به شوهرش، برادر به برادرش، پسر جوان به نوزاد، خواهر به برادرش، مرد به میهنش، پسر جوان به دختر روستایی، و همه مجنون‌ها به جزیره مجنون.

پل، استعارهای دوگانه است از سازه های سبک و متحرکی که پل را میسازند، و پیکرهای ساده و بی‌ریایی که پل پیروزی به آن سوی رودخانه را با تکه‌های بدن خود می‌بافند. این دو پل، هر دو در عین سبکی و سادگیشان، همچنان پرقدرت و تسلیم‌ناپذیرند. این تکه‌های سبک و ساده، نمادی هستند از قطعات ساده، بی‌ریا، ولی تسلیم‌ناپذیر اجزایی از یک حماسه که با نزدیک شدن به یکدیگر و اتصال خود به یکدیگر، پلی می سازند از کرانه بحران تا آن سوی رودخانه فداکاری. پل، پیوسته مورد اصابت حملات دشمن قرار میگیرد، قطعاتی از آن تخریب و غرق می‌شوند، ولی دوباره و دوباره، بارها و بارها، بی‌وقفه و بی‌دستور، به یکدیگر می‌چسبند و باز هم همان پل، و همان اتصال، برای رفتن به جزیره مجنون. جایی که مجنون‌ها در آن جا، قرار ملاقات دارند.

انتهای پیام/

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ ۱۲:۱۵
شماره خبر : 104460
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=104460
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.