هومن نجفیان :
تابلوی پنج در؛ نقد نمایش سیندرلا
سیندرلا در سال ۱۳۹۲ به کارگردانی جلال تهرانی برای نخستین بار به صحنه آمد و اکنون این نمایش پس از 12 سال به میزانسن احسان فلاحت پیشه کارگردانی میشود؛ این نوشتار یاداشتی است که به این دو اجرا نیم نگاهی میاندازد.
تابلوی پنج در؛ طراحی صحنه این نمایش است: تابلویی، تِکه تِکه میشود و هر تکه آن دری است که گشوده میشود. پنج در تا راز سیندرلا شنیده شود. زنی (بهناز توسلی) که با فالِ چاقو از رازِ قتل خود به دست خرس با خبر میشود. و از سروان (آرش فلاحت پیشه) نامزدِ سابق خود یاری میجوید تا اسلحهای را به دستش بسپارد که آن خرسِ قاتل را بکشد. سروان ناگزیر اسلحهاش را به او امانت میدهد. اما ناگهان ژنرال، همسر سیندرلا به قتل میرسد و کفش سیندرلا در کشوی میز سروان به جای میماند. این سیندرلا کیست؟
سیندرلای جلال تهرانی به کارگردانی احسان فلاحت پیشه: سیندرلا در سال ۱۳۹۲ با بازی گلاب آدینه در نقش سرهنگ و بهنوش طباطبایی در نقش سیندرلا به کارگردانی جلال تهرانی برای نخستین بار به صحنه آمده بود و اکنون این نمایش پس از 12 سال به میزانسن احسان فلاحت پیشه کارگردانی میشود. این بار سرهنگ را محمد صادق ملک بازی میکند و بازیگر سیندرلا بهناز توسلی است.
این نوشتار یاداشتی است که به این دو اجرا نیم نگاهی میاندازد.
طراحی صحنه روشن و ایهام نمایش: در صحنه آرایی این نمایش مرز خیال و واقعیت برداشته میشود تا شایعهای فراگیر، واقعیت یابد. منطقِ طراحی صحنه (سینا ییلاق بیگی) و علت حضور آن تابلوی نقاشی و درهای پنهانِ مستترِ درون تابلو که یکی پس از دیگری گشوده میشود؛ این نکته است که با گشودگی دربها باید حقیقت آشکار شود. حقیقتی نامتعین که وقوع آن و دانستن آن هیچ تأثیری در سرنوشت قاتل و متهم ندارد.
از این رو می توان نمایش را در گروه آثار پست مدرن به شمار آورد. در این طراحی صحنه دربها به مثابه ژست، رفتار میکنند. زیرا گشودگی درها به معنای کشف حقیقت نیست بلکه به معنای گشایش این راز است که حقیقت؛ درمان زخمهای آدمیان نیست.
دراماتورژی اجرا، مبتنی بر ژست است: کارگردان با تاکید بر عنصر ژست و فیگور به تئاتری کالیته اجرا میپردازد. دراماتورژی این نمایش بر اساس متادرام (نمایش در نمایش) است و بازیگرانِ آن نقشهای متمادی را با اغراق در ژست بازی میکنند. (آرش فلاحت پیشه سروان و بازرس را بازی و مهدی نصرتی در نقش گروهبان و تیمسار به صحنه میآید.) زیرا دراماتورژی این اجراییست مدرن؛ به قرابتِ خیال و واقعیت اشاره میکند. اگر چه در پلاتِ اجرا قاتل، افشا میشود اما سروان باید بمیرد زیرا در این نظم خانوادگی/ سیاسی، سرهنگ، پدر سیندرلا است. تیمسار، برادر زنِ گروهبان است اما سروان هیچکس نیست و تنها سروان است و باید قربانی شود تا این نظام اجتماعی، پایدار بماند. نمایش سیندرلا این ناپایداری و استیصالِ پست مدرن را نشان دهد.
سیندرلا؛ افسانهای فولکور که بدنمند میشود: نمایشِ سیندرلا بدنِ کارتونی و بدنِ زنانه سیندرلا را نشان میدهد و کفشهای او که روزی شاهزاده را به نزدش فرا میخواند؛ امروز مَدرک جُرم است و در کشویِ سروان یافت میشود تا اتهام او را اثبات کند و خرسِ سیندرلا قاتلی است که در شهر، زنان بیشماری را کشتار میکند تا او را بیابد. زیرا او در جستجویِ پای سیندرلا است و کارگردان این نمایش، این بدنِ سیندرلا، بدنِ کولاژ او، بدنِ انسانی و انیمهاش (انیمیشن) را به صحنه میآورد. بدین سبب حضور ژست و اغراق در فیگور و میزانسن (اغراق در حرکت) برای جانبخشی به بدنِ مثالی سیندرلا است.
درحقیقت این اجرایِ ژست برای تفهمیم این اندیشه است که چرا سیندرلا بدنی انسانی مییابد؟ زیرا سیندرلا محصول تفکر پست مدرن است و عقلانیت را با شک میآمیزد و آن را انکار میکند تا تناقضهای بنیادین جامعه مدرن و مردسالار را در قالبِ بازیهای زبانی، گزارهای زبانی و کژتابیهای زبانی و آیرونی افشا کنند. علت حضور ژست و اغراق در بازیگری و تئاتری کالیته اجرا، افشای این تناقض است که رئالیسم نمیتواند بیانگر حقیقت باشد. بدین سبب نمایش سیندرلا، این گزارههای زبانی بیشمار و وضعیتهای دراماتیک متعدد را میآفریند تا مهمترین موقعیت دراماتیک این نمایش (صحنه قتل ژنرال) را نشان ندهد و قاتل او را تبرئه کند؛ و این نکته را تبیین کند که چگونه خیال، جانشین واقعیت می شود.
سیندرلا آمیزهای از ژانرهای نمایشی و سبکهای ادبی است: ژانر نمایش، کمدی و مِتُد آن پاردویاست. تکنیک نمایش، مونتاژ است. کارگردان، بدن انسانی و انیمه سیندرلا را در هم میآمیزد. علت ژست و فیگور در فرایند اجرا همین نکته است و بازیگران چند نقش متفاوت میآفرینند و بدنِ آنها این نقشها را در هم ادغام میکند و نمایش، آمیزهای از ژانرهای پلیسی و کارآگاهی و کمدی و افسانههای فولکور و تئاتر آیینی را با شیوه ایپارادوکسیکال (نقیضه وآیرونی) در هم مونتاژ میکند و به صحنه میآورد تا این واقعیتِ پست مدرن را به نمایش بگذارد.
عکاس: علی بهلولی




