سینمای ۲۰۲۶؛ تلاقی سینمای اندیشه و صنعت سرگرمی
در سال ۲۰۲۶ سینما بیش از هر زمان دیگری میان دو قطب «اندیشهمحور» و «صنعتمحور» در نوسان است.
سال ۲۰۲۶ را میتوان یکی از سالهای سرنوشتساز سینمای جهان دانست؛ سالی که در آن، سینما بیش از هر زمان دیگری میان دو قطب «اندیشهمحور» و «صنعتمحور» در نوسان است. از یکسو تولیدات پرهزینه و دنبالهدار، میدان اصلی اکرانهای جهانی را در اختیار دارند و از سوی دیگر، فیلمهایی که بر ایده، روایت و جهانبینی مؤلف تکیه دارند، میکوشند جایگاه خود را در حافظه فرهنگی سینما حفظ کنند.
در میان آثار شاخص این سال، فیلم «ادیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان، جایگاهی ویژه دارد. این اثر که برداشتی آزاد از حماسه کهن هومر است، بار دیگر دغدغههای همیشگی نولان را در قالبی اسطورهای دنبال میکند؛ دغدغههایی چون زمان، سرنوشت و هویت انسان. «ادیسه» نهتنها به دلیل نام کارگردان، بلکه به سبب مقیاس تولید و ترکیب بازیگرانش، یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی سال به شمار میآید.
در ادامه مسیر سینمای علمی–تخیلی جدی، «تلماسه: بخش سوم» به کارگردانی دنی ویلنوو، پایانبخش یکی از مهمترین پروژههای اقتباسی سالهای اخیر است. این فیلم نشان میدهد که چگونه میتوان ادبیات پیچیده و فلسفی را به زبانی سینمایی و قابلفهم برای مخاطب عام ترجمه کرد، بیآنکه از عمق مفهومی آن کاسته شود.
در سوی دیگر این جریان، سینمای مستقل نیز حضوری قابلتوجه دارد. فیلمهایی چون «مادر مریم» که در فضای سینمای تجربی و روانشناختی ساخته شدهاند، یادآور این نکتهاند که سینما هنوز ظرفیت طرح پرسشهای عمیق انسانی را دارد؛ حتی اگر این آثار در حاشیه جریان اصلی اکران شوند.
در حوزه سینمای پویانمایی و سرگرمی، بازگشت آثاری مانند «داستان اسباببازی ۵» بیش از آنکه صرفاً بر نوستالژی متکی باشد، آزمونی جدی برای سنجش توان خلاقیت سینمای جریان اصلی است؛ اینکه آیا میتوان پس از سالها، همچنان روایت تازهای ارائه داد یا تنها به تکرار موفقیتهای گذشته بسنده میشود.
همچنین آثاری چون «پروژه هیل مری» که بر پایه ادبیات علمی–تخیلی معاصر ساخته شدهاند، نشاندهنده تمایل سینمای امروز به پیوند میان علم، فلسفه و درام انسانی هستند؛ مسیری که میتواند مخاطب را فراتر از هیجانهای زودگذر به تفکر و تأمل دعوت کند.
در مجموع، سینمای ۲۰۲۶ صحنه رویارویی دو نگاه است:نگاهی که سینما را صرفاً کالایی برای مصرف میداند و نگاهی که آن را رسانهای فرهنگی و ماندگار تلقی میکند. آنچه در نهایت باقی خواهد ماند، نه جدول فروش و نه شمار جوایز، بلکه فیلمهایی هستند که بتوانند فراتر از زمان اکران خود سخن بگویند و در حافظه تاریخی سینما جای بگیرند.



