a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
شاهد

فرزانه متین :

نگاهی به فیلم شاهد: وقتی شهادت زن شنیده نمی‌شود

در فیلم شاهد ساخته‌ی نادر ساعی‌پور، بیش از آن‌که نظام سیاسی به‌طور مستقیم هدف قرار گیرد، تمرکز بر زنان به‌عنوان گروهی خاموش‌شده در جامعه‌ی ایران است.

در فیلم شاهد ساخته‌ی نادر ساعی‌پور، بیش از آن‌که نظام سیاسی به‌طور مستقیم هدف قرار گیرد، تمرکز بر زنان به‌عنوان گروهی خاموش‌شده در جامعه‌ی ایران است. در سینمای ایران آثار اندکی وجود دارد که به این مسئله بپردازد که چگونه نظام مردسالار عامل خشونت و سرکوب زنان است؛ اما شاهد با بهره‌گیری از نظریه‌ی «گروه‌های خاموش» اروین و چری کراما، این مسئله را در مرکز روایت خود قرار می‌دهد. بر اساس این نظریه، زنان به‌عنوان گروهی حذف‌شده ناچارند تجربه‌های خود را با زبانی مردانه بیان کنند، چرا که صدای واقعی‌شان شنیده نمی‌شود.مظاهر این سرکوب در نظریه‌ی یادشده شامل بی‌اعتبار شدن شهادت زنان، برچسب‌زنی به زنان معترض و تحقیر تجربه‌ی زیسته‌ی زنانه است؛ هر سه مؤلفه‌ای که به‌وضوح در شاهد دیده می‌شود. در واقع، زمانی که زن سخن می‌گوید، سیستم او را نامعتبر می‌کند.

شاهد داستان زنی بازنشسته و میانسال به نام ترلان، با بازی مریم بوبانی، را روایت می‌کند که شاهد قتل دخترخوانده‌اش زارا به دست همسر بانفوذ اوست؛ قتلی که با بی‌توجهی پلیس مواجه می‌شود. ترلان تصمیم می‌گیرد تسلیم نشود و برای آشکار شدن حقیقت مبارزه کند. با این حال، تاریخ بارها نشان داده است که زنان تحت فشار قوانین مردسالارانه له می‌شوند. فیلم بیش از آن‌که یک درام فردی باشد، بیانگر تجربه‌های جمعی زنانی است که در چنین ساختارهایی به پنهان‌کاری، ترس و سکوت واداشته می‌شوند.

ترلانِ میانسال می‌کوشد این چرخه‌ی بی‌عدالتی اجتماعی را بشکند، اما قدرت اجتماعی همسر زارا مانع او می‌شود و دست‌وپایش را می‌بندد. با این‌همه، او به‌عنوان یک شاهد ــ فارغ از جنسیتش ــ فریاد می‌زند؛ اما چون «ولی‌دم» محسوب نمی‌شود، سیستم در برابرش می‌ایستد و او را با ابزار تهدید سرکوب می‌کند. این فیلمِ قهرمان‌محور، با وجود تلاش و ممارست شخصیت اصلی، به رستگاری نمی‌رسد. در این‌جا ترلان، به‌واسطه‌ی ساختار قدرت، به «شاهدی خاموش» بدل می‌شود که در نهایت تصمیم می‌گیرد با زهر همسر دخترخوانده‌اش را بکشد؛ تصمیمی که نشان می‌دهد وقتی قانون از زن حمایت نمی‌کند، او ناگزیر می‌شود خود دست به اجرای عدالت بزند.

در نظریه‌ی «شاهد خاموش» نیز می‌بینیم که شهادت زنان خطرناک، بی‌اثر و حتی ممنوع تلقی می‌شود و سکوت زن نه یک انتخاب، بلکه پیامد اجبار سیستم است. ساعی‌پور بیش از هر کسی آگاه است که این بیانیه‌های سیاسی می‌توانند فیلمش را به بیراهه بکشانند، اما آنچه برای مخاطب تماشایی است، نمایش سرکوب زنان است؛ سرکوبی که نه یک اتفاق فردی، بلکه نتیجه‌ی پیوند قدرت، قانون و فرهنگ است. مقاومت زن در جامعه همواره بیش از آن‌که یک کنش سیاسی باشد، کنشی اجتماعی تلقی شده است؛ حتی زمانی که در سکوت شکل می‌گیرد.

جدا از بار معنایی فیلم، باید به بازی بی‌بدیل مریم بوبانی اشاره کرد که بار اصلی اثر را بر دوش می‌کشد. او نه یک قهرمان کلاسیک است و نه قربانی‌ای منفعل، بلکه زنی است گرفتار در شبکه‌ای از روابط قدرت که مقاومتش اغلب در سطحی درونی و خاموش شکل می‌گیرد. بازی او فیلم را از دام شعارزدگی نجات می‌دهد. با این حال، شاهد ممکن است مخاطب را راضی نکند، چرا که در پایان عدالت اجرا نمی‌شود؛ اما این مسئله نه‌تنها ضعف فیلم نیست، بلکه نقطه‌ی عطف و طلایی آن است که واقعیت‌های اجتماعی را بازتاب می‌دهد. حقیقت الزاماً به رستگاری منتهی نمی‌شود و این همان واقعیت تلخ است. شاهد به ما وعده‌ی عدالت نمی‌دهد، زیرا در جهان مردسالار، عدالت برای زنان اغلب در تعلیق باقی می‌ماند. هرچند فیلم‌ساز می‌کوشد مفاهیم سیاسی را در اثرش بگنجاند اما ناکام و تلاشی بیهوده است. آنچه که فیلم را متمایز می‌کند کنش‌های ترلان در یک چرخه‌ی معیوب است.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۰/۰۲ ۱۱:۲۴
شماره خبر : 103855
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=103855
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.